|
در رابطه با چگونگی اجرا ی تحقیق ومقاله نویسی
|
|
|
|
||||||
+
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:28 توسط زهره منوریان
|
|
|||||||
|
|||||||
|
|
|
||||
|
هانري پوانکاره » در مورد زيبايي رياضيات اين گونه مي گويد : « دانشمند ، طبيعت را به خاطر فايده اش مطالعه نمي کند، آن را براي اين مطالعه مي کند که از آن لذت مي برد و چون طبيعت زيباست از آن لذت مي برد . اگر طبيعت زيبا نبود، ارزش شناختن نداشت و اگر طبيعت ارزش شناختن نداشت، زندگي هم ارزش زيستن نداشت. البته، من در اينجا از آن گونه زيبايي که حواس را متأثر مي کند، يعني از زيبايي اوصاف و ظواهر، سخن نمي گويم؛ نه به اين جهت که اين زيبايي ها را دست کم بگيرم، نه چنين نيست، اما اين زيبايي ربطي به علوم ندارد، منظورم زيبايي ژرف تري است که از نظم هماهنگ اجزا به وجود مي آيد و تنها هوش ناب قادر به درک آن است. »
« برتراند راسل » نيز زيبايي رياضيات را اين گونه به رخ مي کشد: « رياضيات هيچ حقيقتي ندارد اما بالاترين زيبايي را داراست. يک زيبايي سرد و جدي، درست مانند يک تنديس، به طور شگفت انگيزي محض، و توانا در نهايت جديت، به طوري که تنها بزرگترينِ هنرمندان مي توانند اين گونه باشند. » ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:26 توسط زهره منوریان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
همه ما اين را شنيدهايم و بسياري از ما معتقد به اين هستيم كه دخترها در رياضي به اندازه پسرها خوب نيستند. اما آيا اين درست است؟ مطالعات نشان ميدهد كه اينطور نيست و تفاوت جنسيتي در عملكرد رياضي وجود ندارد. والدين و معلمان بايد افكار خود در اين زمينه را اصلاح كنند.
کاربردی از هندسه فراکتال بلز پاسکال «این جمله که "هر چیزی قطعیت ندارد "، خودش فاقد قطعیت است.»
یکی از کاربردهای فراکتال در مکانیک سیالات و شیمی است من یادمه موقعی که پدرم توی شرکت می خواست رنگدانه های جدید رو برای یک کار خاص آماده کنه از همین روش های فیزیکی یعنی استفاده از آسیاب هایی که داخل استوانه آن ساچمه های شیشه ای (برای رنگ های روشن ) و ساچمه فلزی ( برای رنگ های تیره) داشت استفاده می کرد و سپس با تست های مخصوصی که عبارت بود از کشیدن رنگ بر روی یک صفحه خاص به دانه هایی با مقیاس مشخص می رسید البته روش هایی هم برای ضخامت سنجی خشک وجود دارد مثلا استفاده از ضخامت سنج دیجیتال ، ضخامت لایه رنگی به نوع رزین و عوامل دیگری هم بستگی دارد در هر صورت برای رسیدن به کیفیتی خاص به این گونه روش های مقیاس بندی از 300 میکرون تا زیر 30 میکرون نیاز بود ولی طبیعتاً زمانی به نتیجه مطلوب و کنترل شده می رسیم که عمق دقت ابزاری و دقت روش استفاده شده بالا رود. کاربرد خاصی از هندسه فراکتال که در زیر مطرح می شود در همین راستا می باشد یعنی بالا بردن دقت و کنترل و نیز در کاهش استفاده از حلال ها و روان سازهایی که برای توزیع سنتی یک ماده به کمک سیال نیاز است. تعدادی از این کاربرد ها به صورت زیر است : مقیاس بندی ذرات سیال و پخش آن از ملزومات کار با سیالات(مخلوطی از ذرات و حلال) است که در روند انجام عمل مخلوط سازی و اصلاح هندسی سیال به کار می رود. فراکتال ها به لحاظ ساختاری دارای مقیاس بندی عمیقی هستند و همین خاصیت آنها را مخاطب مسائل مشخصی می نماید ، مثلا در یکنواخت سازی سیال و روند افزایش مقیاس به طریقی که هدایت شده و منطقی باشد. در موارد مشخصی می توان یک فراکتال مهندسی شده و کارآمد را جایگزین آشفتگی روش های قبلی کرد. با استفاده از این فراکتال های مهندسی شده سرشت اتفاقی بودن " آبشار جریان آشفته " با هم آراستگی و یکدستی جایگزین می شود.این روش سبب کاهش مصرف انرژی ، کاهش در حجم مراحل انجام کار و همچنین واکنش یکنواخت می شود. نمونه ها : در ادامه مطلب نمونه هایی از این فراکتال ها ارائه می شود
فراکتال توزیع که در موارد گوناگون توزیع و جمع آوری سیال بطور یکنواخت کاربرد دارد، اندازه این وسیله از چند سانتیمتر تا بالای 6 متر تغییر میکند و در فرآیند های چند فازی شامل گازها ، آب و حلال های ارگانیک ، اسید های غلیظ و سایر محیط های خورنده فلزات کاربرد دارد. این وسیله بر پایه تکنولوژی چند فراکتالی ساخته شده و به طور کلی برای مقیاس بندی و توزیع دو سیال یا بیشتر به طور همزمان کاربرد دارد. این وسیله با انژری کم کار می کند و گرداب های غیر یکنواخت را حذف میکند و همچنین دارای واکنش آنی به تغییرات فرآیندی است.(اینرسی فرآیندی پایین)
تصویر بالا هم برای توزیع و جمع آوری مایعات در حجم به کار میرود تصاویر پایین متعلق به نمونه های اصلی است از فراکتال ها برای چگالی های متفاوت و در اندازه ای متفاوت است.تصویر آخری هم نمونه ای از فراکتال های حجمی با بعد نا صحیح ( 2.32) است .بعد یک فراکتال بر ویژگی فضا پر کنی آن تاثیر دارد.
همه شما حتي اگر از هندسه نيز چيزي ندانيد بارها نام آن را شنيده ايد. و حتماً مي دانيد كه «جبر، حساب و هندسه» سه شاخه مهم از رياضيات است، همين سه عنوان در رياضيات پايه گذار پيشرفت در تمام علوم محسوب مي شوند.
شايد همين حس مسئوليتي كه رياضيات به تمام بخش هاي علوم دارد آن را بسيار جدي و در نظر بسياري، علمي خشك و در عين حال سخت جلوه داده است. در اين ميان هندسه نقش بسيار مهمي را حتي در شاخه هاي رياضي برعهده دارد. هندسه كه مي توان به آن علم بازي با اشكال لقب داد، خود پايه گذار ديگر شاخه هاي رياضي است. زيرا تمام قسمت هاي ديگر در رياضيات و علوم ديگر تا به صورت مشهودي قابل بررسي دقيق و اصولي نباشد جاي پيشرفت چشمگيري براي آنها نمي توان درنظر گرفت. با اين اوصاف، شايسته است به هندسه لقب «مادر بزرگ علوم» دهيم.شايد اگر زماني كه حوزه اطلاعاتمان از اعداد تنها به مجموعه اعداد طبيعي منتهي مي شدو معلم درس رياضيات از ما مي خواست تا ضلع سوم مثلث قائم الزاويه اي را كه طول هر ضلعش يك سانتي متر است اندازه بگيريم نمي توانستيم عددي را با چنين ويژگي بيابيم .سال ها پيش اقليدس با حل مسئله اي نظير اين (محاسبه قطر مربعي كه هر ضلعش 1 واحد بود)، سلسله اعداد جديدي را به مجموعه هاي شناخته شده اضافه كرد كه يكي از شاهكارهاي بي نظير در پيشرفت رياضيات و البته علوم بود. بله اين عدد عجيب و غريب «راديكال 2» بود.
عموم تحصيلكردگان با هندسه اقليدسي آشنا هستند. زيرا دست كم در طول دوران تحصيل خود به اجبار هم كه بوده در كتاب هاي درسي با اين هندسه كه اصول آن بر مبناي اندازه گيري است آشنا شده اند. اما هندسه اقليدسي تنها به بررسي اشكال كلاسيك موجود در طبيعت مي پردازد. در اين هندسه اشكال و توابع ناهموار، آشفته و غير كلاسيك به بهانه اينكه مهار ناپذيرند، جايي نداشتند.
بالاخره در سال 1994، طلسم يكي از تئوري هاي رياضي كه از سال1897، عنوان شده بود، شكست و «مندلبرات(1)» رياضيدان لهستاني، پايه گذار هندسه جديدي شد كه به آن هندسه بدون اندازه يا هندسه فركتالي گويند. هندسه بدون اندازه يكي از شاخه هاي جديد رياضيات است كه در برابر تفسير و شبيه سازي اشكال مختلف طبيعت از خود انعطاف و قابليت بي نظير نشان داده است. با به كارگيري هندسه فركتالي، افق روشني پيش روي رياضيدانان و محققان در زمينه بازگو كردن رفتار توابع و مجموعه هاي به ظاهر ناهموار و پر آشوب قرار گرفت.
واژه فركتال به معناي سنگي است كه به شكل نامنظم شكسته شده باشد. در اين هندسه اشكالي مورد بررسي قرار مي گيرند كه بسيار نامنظم به نظر مي رسند. اما اگر با دقت به شكل نگاه كنيم متوجه مي شويم كه تكه هاي كوچك آن كم و بيش شبيه به كل شكل هستند به عبارتي جزء در اين اشكال، نماينده اي از كل است. به چنين اشكالي نام «خود متشابه» نيز مي دهند.
اشكال فركتالي چنان با زندگي روزمره ما گره خورده كه تعجب آور است. با كمي دقت به اطراف خودتان، مي توانيد بسياري از اين اشكال را بيابيد. از گل فرش زير پاي شما و گل كلم درون مغازه هاي ميوه فروشي گرفته تا شكل كوه ها، ابرها، دانه برف و باران، شكل ريشه، تنه و برگ درختان و بالاخره شكل سرخس ها، سياهرگ و شش و...همه اينها نمونه هايي از اشكال فركتالي اند.
اين موجودات به عنوان اصلي ترين بازيگران هندسه منتج از نظريه آشوب شناخته مي شوند. اين هندسه ويژگي هاي منحصر به فردي دارد، که مي تواند توجيه گر بسياري از رويدادهاي جهان اطراف ما باشد، اما ويژگي اصلي که در تعريف آشوب و بالطبع هندسه آن وجود دارد، باعث مي شود ما استفاده ويژه اي از اين سيستم ببريم. اين روزها از فراکتالها به عنوان يکي از ابزارهاي مهم در گرافيک رايانه اي نام مي برند، اما هنگام پيدايش اين مفهوم جديد بيشترين نقش را در فشرده سازي فايلهاي تصويري بازي کردند. براي آن که درک بهتري نسبت به فراکتالها داشته باشيم ، بد نيست نگاه مختصري به آشوبي بيندازيم ، که فراکتال ها فضاي هندسي آنها را تعريف مي کند.
تعريف آشوب
فصل مشترک تعاريفي که براي مفهوم آشوب ارائه شده است ، تاکيد بر اين نکته است که آشوب دانش بررسي رفتار سيستم هايي است که اگرچه ورودي آنها قابل تعيين واندازه گيري است ، اما خروجي اين سيستم ها ظاهري کتره اي و تصادفي دارد. شايد به همين دليل بود که استوارت رياضيدان برجسته اين موضوع را مفهومي احتمالاتي مي دانست ، اما چيزي نگذشت که وي تعريف خود را اصلاح کرد و به تعريفي رسيد که تقريبا مورد تاييد عمومي قرار دارد. بر اساس اين تعريف ، آشوب به توانايي يک الگو و مدل ساده گفته مي شود که اگرچه خود اين الگو هيچ نشاني از پديده هاي تصادفي در خود ندارد، اما مي تواند منجر به ظهور رفتارهاي بسيار بي قاعده در محيط شود. براي مثال ، يک دنباله رياضي از اعداد را در نظر بگيريد که براي توضيح يک پديده مشخص وضع شده است.
اگرچه آشوب نظريه اي است که بر موضوعات گوناگون اجتماعي و سياسي و اقتصادي نظر دارد، اما نيازمند زباني براي تصوير سازي مفاهيم خود بود و اين عرصه اي بود که هندسه آشوب يا فراکتالها خلق کردند. ما در هندسه آشوب با تصاوير متفاوتي سرو کار داريم ، تصاويري که بزرگترين خصوصيات آنها اين است که وقتي رسم آن را آغاز مي کنيم ، نمي دانيم در نهايت با چه پديده اي روبه رو خواهيم شد و از سوي ديگر بازخورد در آن نقش اساسي دارد. بياييد يک فرمول کلي را اجرا کنيم. يک مثلث متساوي الاضلاع رسم کنيد. حال ميانه 3ضلع را مشخص کرده و از رسم آنها به هم مثلث متساوي الساقين جديدي به دست آوريد. همين بلا را بر سر 3مثلث تشکيل شده بيروني بکنيد و اين روند را تا آنجا که مي توانيد ادامه دهيد. شما با استفاده از يک رابطه ساده - که تقسيم اضلاع مثلث به نصف و اتصال آنها به هم بود - و با تکرار آن موفق به رسم نقشه يک ساختار فراکتالي شده ايد. چنان اشکالي اجزاي سازنده هندسه جدي فراکتالي هستند؛ هندسه اي که به قول يکي از خالقان آن ، يعني مندلبرات ابزاري را براي ديدن بي نهايت در اختيار ما قرار مي دهد.اين اشکال يک مشخصه بسيار عمده دارند. کل شکل از اجزايي مشابه شکل اول تشکيل شده است. در مثال خودمان مثلث بزرگ از مجموعه اي مثلثهاي همسان به وجود آمده است. اين يکي از خصوصيات زيباي فراکتالهاست که همزمان از سوي طبيعت و فناوري به کار گرفته شده است. اگر تا به حال به يک برگ سرخس نگاه کرده باشيد، مي توانيد متوجه تشابه اجزاي مختلف آن شويد. ساختار کل ساقه همانند يک برگ و ساختار يک برگ همانند يک جزو کوچک آن است. اگر فرصت کرديد نگاهي هم به سواحل درياها يا تصاوير هوايي کوهستان ها و گياهان اطرافتان بيندازيد، بسرعت درخواهيد يافت که در جهاني آشوب زده احاطه شده ايد.
با استفاده از فركتال ها به راحتي مي توان نوار قلب بيماران را تفسير كرد و حتي احتمال بروز حمله قلبي در آنها را حدس زد و از آن جلوگيري كرد.ممكن است روزي فركتال ها در فهميدن چگونگي كار مغز يا ارگانيسم بدن بسيار كارآ و مؤثر واقع شوند. پيدا كردن پيوندهاي بين علم و زندگي، آن رويي از سكه است كه متاسفانه در كشور ما اصلاً به آن توجهي نمي شود. در صورتي كه پيدا كردن و بيان اين پيوندها مي تواند تاثيرات بسياري بر پيشرفت علوم و عمومي كردن آن داشته باشد. اگر هنوز از اين موجودات ساده و در عين حال پيچيده هيجان زده نشده ايد، اين نکته را هم بشنويد.اين اجسام نه يک بعدي اند، نه دو بعدي و نه سه بعدي. اين ها ابعادي کسري دارند؟ فراکتالها دقيقا به دليل همين خاصيت ويژه اي که دارند، زماني توانستند روشي براي ذخيره سازي تصاوير ارائه دهند. معمولا زماني که يک تصوير گرافيکي قرار است به شکل يک فايل تصويري ذخيره شود، بايد مشخصات هرنقطه از آن (شامل محل قرار گيري پيکسل و رنگ آن به صورت داده هايي عدي ذخيره شود و زماني که يک مرور گر بخواهد اين فايل را براي شما به تصوير بکشد و نمايش دهد، بايد بتواند اين کدهاي عدي را به ويژگيهاي گرافيکي تبديل کند و آن را به نمايش بگذارد. مشکلي که در اين کار وجود دارد، حجم بالايي از داده ها ست که بايد از سوي نرم افزار ضبط کننده و توليد کننده بررسي شود. اگر بخواهيم تصوير نهايي ما کيفيتي عالي داشته باشد،نيازمند آنيم که اطلاعات هريک از نقاط تشکيل دهنده تصاوير را با دقت بالايي مشخص و ثبت کنيم و اين حجم بسيار بالايي از حافظه را به خود اختصاص مي دهد، به همين دليل ، روشهايي براي فشرده سازي تصوير ارائه مي شود. اگر نگاهي به فايلهايي که با پسوندهاي مختلف ضبط شده اند، بيندازيد متوجه تفاوت فاحش حجم آنها مي شويد. برخي از اين فرمتها با پذيرفتن افت کيفيت بين تصوير توليدي و آنچه آنها ذخيره مي کنند، عملا اين امکان را در اختيار مردم قرار مي دهند، که بتوانند فايلها و تصاوير خود را روي فلاپي ها و با حجم کمتر ذخيره کنند يا روي اينترنت قرار دهند. براي اين فشرده سازي از روشهاي مختفي استفاده مي شود. درواقع در اين فشرده سازي ها بر اساس برخي الگوريتم هاي کار آمد سعي مي شود به جاي ضبط تمام داده هاي يک پيکسل مشخصات اساسي از يک ناحيه ذخيره شود، که هنگام باز سازي تصوير نقشي اساسي تر را ايفا مي کنند. در اينجاست که روش فراکتالي اهميت خود را نشان مي داد. در يکي از روشهايي که در اين باره مطرح شد و با استقبال بسيار خوبي از سوي طراحان مواجه شد، روش استفاده از خاصيت الگوهاي فراکتالي بود. در اين روش از اين ويژگي اصلي فراکتالها استفاده مي شد که جزيي از يک تصوير در کل آن تکرار مي شود.براي درک بهتر به يک مثال نگاهي بيندازيم. فرض کنيد تصويري از يک برگ سرخس تهيه کرده ايد و قصد ذخيره کردن آن را داريد. همان طور که قبلا هم اشاره شد، اين برگ ساختاري کاملا فراکتالي دارد؛ يعني اجزاي کوچک تشکيل دهنده در ساختار بزرگ تکرار مي شود. بخشي از يک برگ کوچک ،برگ را مي سازد و کنار هم قرار گرفتن برگها ساقه اصلي را تشکيل مي دهد. اگر بخواهيم تصوير اين برگ را به روش عادي ذخيره کنيم ، بايد مشخصات ميليون ها نقطه اين برگ را دانه به دانه ثبت کنيم ، اما راه ديگري هم وجود دارد. بياييد و مشخصات تنها يکي از دانه هاي اصلي را ضبط کنيد. در اين هنگام با اضافه کردن چند عملگر رياضي ساده بقيه برگ را مي توانيد توليد کنيد. در واقع ، با در اختيار داشتن اين بلوک ساختماني و اعمال عملگرهايي چون دوران حول محورهاي مختلف ، بزرگ کردن يا کوچک کردن و انتقال مي توان حجم تصوير ذخيره شده را به طور قابل توجهي کاهش داد. در اين روش نرم افزار نمايشگر شما هنگامي که مي خواهد تصوير را بازسازي کند، بايد ابتدا بلوک کوچک را شبيه سازي کرده ، سپس عملگرهاي رياضي را روي آن اعمال کند، تا نتيجه نهايي حاصل شود. به نظر مي رسد اين روش مي تواند حجم نهايي را به شکل قابل ملاحظه اي کاهش دهد، اما تنها يک مشکل کوچک وجود دارد و آن هم اين نکته است که همه اشياي اطراف ما برگ سرخس نيستند و بنابراين الگوهاي تکرار در آنها هميشه اينقدر آشکار نيست. بنابراين بايد روشي بتواند الگوهاي فراکتالي حاضر در يک تصوير را شناسايي کنند و در صورت امکان آن را اعمال کند. به همين دليل ، معمولا روش فراکتالي با روشهاي فشرده سازي ديگر همزمان به کار برده مي شود؛ يعني اگر الگوهاي تکرار چندان پررنگ نبودند، بازهم فشرده سازي امکانپذير باشدالبته زياد نگران ناکارامدي اين روش نباشيد. يادتان نرود، شما در جهاني زندگي مي کنيد که براساس يافته جديد ساختاري آشوبناک دارد. مطمئن باشيد هندسه فراکتال بر بسياري از اشکال عالم حاکم است ؛ حتي اگر در نگاه اول چندان آشکا ر نباشد. شما نيز با دقت بيشتر به اطرافتان و يافتن ارتباط هاي ملموس بين رياضي و زندگي مي توانيد از سختي و به اصطلاح خشك بودن رياضي بكاهيد. *************************** (1): تئوريسين فرکتالها
مندلبورت در کالج نيوتن کمبريج بنوت مندلبورت در سال 1924 در لهستان بدنيا آمد. پدر او دستفروش لباس هاي دست دوم بود و مادرش پزشکي مي کرد. او مباني رياضيات را از دو عموي خود فرا گرفت و به همراه خانواده خود در سال 1936 به فرانسه مهاجرت کرد. در آنجا با کمک يکي ديگر از عموهايش که پروفسور رياضيات بود اقامت فرانسه را گرفتند. اين مهاجرت باعث شد تا وي بيشتر به رياضيات علاقمند شود اما جنگ جهاني دوم شروع شده بود و مندلبورت هراس اين را داشت که نتواند به رياضايات بپردازد. در باره او مي گويند : "جنگ، تنگدستي و نياز به زندگي او را از مدرسه و تحصيل دور کرد و به همين دليل بود که او را حد اکثر يک معلم دبيرستاني خودآموز خوب مي دانستند." عدم تحصيل دانشگاهي براي او يک مزيت بود چرا که او ديگر به پديده هاي هستي به چشم يک رياضيدان يا دانشمند آکادميک نمي نگريست، اين طرز آموزش همچنين به وي فرصت داد تا روشهاي بسيار جالبي براي استفاده از هندسه در رياضيات ابداع کند. نبوغ ذاتي او در هندسه باعث شد تا بتواند بسياري از مسائل رياضي را با روشهاي هندسي حل کند. او در سال 1944 فرصت آنرا يافت تا در امتحانات پلي تکنيک شرکت کند و توانست بسهولت قبول شود و اين سرآغاز تحصيلات جدي وي بود. پس از پايان تحصيلات به آمريکا رفت و در انستيتوي مطالعات پيشرفته پرينستون مشغول به فعاليت شد.
پس از ده سال دوباره به پاريس بازگشت و شروع به کار براي مرکز ملي تحقيقات علمي فرانسه نمود. طولي نکشيد که ازدواج کرد و دوباره به آمريکا برگشت. و در آنجا با يك شرکت آغاز به همکاري نمود. وي همواره از اين موضوع صحبت مي کند که دراين شركت چقدر آزاد است و مي تواند روي هر پروژه اي کار کند و فرصتي که اين شركت در اختيار او قرار داده است هيچ دانشگاهي نمي تواند به او بدهد.
تئوري فرکتالها علاوه بر زيبايي خاصي که از ديد رياضي دارد يکي از روشهاي بسيار کاربردي در تفسير و مدلسازي طبيعت مي باشد. آشنايي با فرکتالها به هنرمندان اجازه مي دهد تا آثار هنري بسيار زيبايي را خلق کنند.
+
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:25 توسط زهره منوریان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 18:41 توسط زهره منوریان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ويژگيهاي يك مدرسه موفق در طول تاريخ آموزش و پرورش، برنامهريزان مدرسهها و مربيان، در جستوجوي شاخصها يا استانداردهاي مدرسه كيفي بودهاند. به ديگر سخن، تاسيس و آمادهسازي مدرسههاي موفق يا استاندارد، دغدغه هميشگي، همه نظامهاي آموزشي بوده است. از اين روست كه تاكنون الگوها و تلاشهاي گوناگوني براي نشاندادن مدرسه استاندارد عرضه شده است. در اين مقاله، ابتدا در مقدمهاي، ضرورت طراحي مدرسههاي موفق، كيفي يا استاندارد مطرح خواهد شد. سپس الگويي از مدرسههاي استاندارد و موفق ارائه شده و شاخصهاي مهم موجود در زمينه اين مدرسهها مورد بحث قرار خواهد گرفت. در پايان نيز، راهكارهايي در ابعاد گوناگون، با توجه به شرايط و كاركردهاي آموزش و پرورش و مدرسههاي كشورمان ارائه خواهد شد. اگر بخواهيم در نظام آموزشي كشورمان، مصداقي از آموزش و پرورش بهينه، هدفدار و مطلوب را در حكم آموزشگاههاي گواه نشان دهيم، با مشكل مواجه خواهيم شد. اگر كسي از متوليان تعليم و تربيت كشور، اعم از صاحبنظران دانشگاهي و مجريان، بخواهد آن حرف و حديثي را كه از تكنولوژي آموزشي، راهبردهاي ياددهي- يادگيري، نظام ارزشيابي هدفمند و بهينه، اجراي طراحي آموزشي و ديدگاههاي متفاوت درباره روانشناسي يادگيري، برنامهريزي درسي و دهها مقوله ديگر در سمينارها، جلسات و نشستهاي متعدد بيان ميكنند، به عينه و در واقعيت عملي مدارس، نمايان سازند، واقعاً حرف زيادي براي گفتن نخواهند داشت. اگر يك مدير علاقهمند، يك معلم دلسوز، يك پژوهشگر تعليم و تربيت و در يك كلام، يك انسان فرهيخته يا حتي ولي يك دانشآموز، از دستاندركاران تعليم و تربيت كشور بخواهد آموزشگاه فاضله، استاندارد و آرماني يا حتي مدرسهاي را كه در راه فاضلهشدن و حركت به سوي آرمانگرايي در تعليم و تربيت گام برداشته است، به او معرفي كنند، به طور قطع آنان براي تحقق اين امر، با مشكل زيادي مواجه خواهند شد. با آن كه در حال حاضر، برخي مدارس در بعضي زمينهها موفقيتهاي برجستهاي از خود نشان ميدهند، ولي اين موفقيتها موردي و در يك زمينه يا زمينههاي خاص است، نه به صورت جامع و نظامگرا. مثلاً اگر مدرسهاي در امور آموزشي به قبولي صددرصد نايل ميشود، با كمال تاسف مشاهده ميكنيم كه در اين قبولي مطلوب (البته از نظر كمي و بدون توجه به كيفيت دانش و مهارت قبول شدگان)، توجه به مسائل پرورشي و تقويت بعد معنوي و اخلاقي فراگيرندگان به فراموشي سپرده شده است، يا اگر در مدرسهاي نظم و انضباط خاصي در امور اداري مشاهده ميشود، خبري از آموزش با كيفيت نميبينيم و حتي اكثريت قريب به اتفاق معلمان آن مدرسه از الگوهاي جديد يادگيري بيخبرند. به عبارت ديگر، شايد هماكنون به ندرت بتوانيم يك آموزشگاه استاندارد و آرماني در نظام آموزشي كشورمان معرفي كنيم كه تمام مؤلفههاي علوم تربيتي در آن به درستي رعايت شده باشد. معرفي يك الگو براي شناخت مدرسه استاندارد الگوي لاوري بعد تكنولوژي آموزشي بعد نظام اداري مدرسه بعد گروههاي دانشآموزي مدرسه (محور دانشآموزان) بعد نظام پرورشي مدرسه پيشنهادها 1. براي معرفي «الگوي لاوري» در طراحي مدرسه استاندارد، از منابع زير برداشت شده است:
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 16:38 توسط زهره منوریان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
12 و 13 ارديبهشت به ترتيب روز «نقش معلم در آموزش و انديشه مطهر» و «نقش معلم در تهذيب و اخلاق متربي» نامگذاري شده است.
همچنين 14 ارديبهشت روز «نقش معلم در پرورش تفكر خلاق و بصيرت متربي»، 15 ارديبهشت روز «نقش معلم در پژوهش، نوآوري، فناوري و حرفهآموزي متربي»، 16 ارديبهشت روز «نقش معلم در ارادهپروري و مسووليتپذيري متربي» و 17 ارديبهشت ماه روز «نقش معلم در سلامت و تربيت بدني و مهارتهاي زندگي متربي» نام گرفته است.
روز جمعه 18 ارديبهشت و آخرين روز از هفته گراميداشت مقام معلم نيز به عنوان روز «نقش معلم در اصلاح الگوي مصرف» نامگذاري شده است.
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:26 توسط زهره منوریان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
افلاطون در رساله تیمائوس به توصیف جهان طبیعی و فیزیكی می پردازد. در توصیفات افلاطون، آنچه چشمگیر است (و شاید متأثر از فیثاغوریان) میل به ریاضیاتی كردن همه چیز است، به علاوه ارسطو می گوید: افلاطون قائل به این بود كه:
+
نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 12:12 توسط زهره منوریان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نمايش جمع و تفريق متناظر : عدد 5 = 7 - 12 12 = 7 + 5 بچه مرشد : مرشد ]با صداي بلند [ مرشد : جان مرشد ، چيه بچه مرشد ] با صداي بلند [ بچه مرشد : بيا كه جمع جَمعه و همه حاضرند و از اين بهتر نمي شه . مرشد : صبر كن با هم برويم ] با تق تق وارد كلاس مي شوند [ بچه مرشد : مرشد جان اگر اجازه بدهي بساط و پهن كنم و تو هم يك نمايش براي بچه ها بدهي مرشد : خوب گفتي آفرين به هوشت . خوب گوش كن . نمايش بي دستمزد نمي شه اول از بچه ها بخواه تا ما را خبر كنند . بعد شروع كنيم . بچه مرشد : خوب بچه ها شنيديد . حالا هر كس به قدر همتش اين مرشد و دانش آموزان نشسته : چندتن حركت مي كنند و تعدادي سكه در داخل كشكول مرشد مي اندازند كه جمع تعداد سكه ها 12 تاست و سكه هاي زرد 7 تا و سكه هاي سفيد 5 تا خواهد بود . مرشد : خوب بچه مرشد مثل اينكه كافيه برويم سر اصل موضوع . ] با نگاه در داخل كشكول مي گويد [ . بچه مرشد من داخل كشكول را كه نگاه كردم تعدادي از سكه ها سفيد و تعدادي زرد بودند . همه را كه شمردم از تعداد انگشتان دو دست تو ، دو سكه بيشتر بود .هفت تا از سكه ها زرد هستند ، مي خواهم ببينم مي تواني بگوئي سكه هاي سفيد چند تا هستند . بچه مرشد : فهميدم ] در حاليكه نگاه به انگشتان دو دست و سپس نگاه به انگشتان يك دست خود ميكند [ ميگويد فهميدم اما اگر اجازه بدهي من يك شعر براي بچه ها مي خوانم اگر اونا خوب گوش كنند مي توانند از روي تعداد طوطي هايي كه من در باغ پسته ديدم به جمع سكه ها و از اتفاقاتي كه افتاده به تعداد بقيه سؤال شما پي ببرند . مرشد : آفرين بچه مرشد مي دونستم آبروي مرشد را حفظ مي كني . بخوان بچه مرشد . رفتم به باغ پسته ديدم 12 طوطي روي درخت نشسته با عجله دويدم وقتي نزديك رسيدم ديدم 7 تا پريدند پرسيدم از طوطيا بقيه ها چي شدند گفتند وقتي دويدي آنها خيلي ترسيدند پشت درخت پريدند معلم : در اين موقع از يكي از بچه ها مي خواهد تا پاي تابلو بيايد و تفريق مربوط به شعر را پاي تخته بنويسد . 5 = 7 - 12 و سپس روبه مرشد مي كند و مي گويد : خوب آقا مرشد ، از شما ممنونيم ، اما از شما مي خواهيم تا براي بچه هاي كلاس ، يك شعر بخوانيد اما اين شعر يك شرط دارد آنهم اينكه بايد شعري را بخواني كه شكل آن جمع باشد كه نظير تفريق بچه مرشد بشود . مرشد : ما هم از شما كه ما را در جمع كلاس پذيرفتيد تشكر مي كنيم و چشم : 5 تـا گنجشـك خـستـه روي درخـت نـشـسته نو كاشون ببين چه تيزه پاهاشون ببين چه ريزه هفـت تا ديـگه رسيدند كنـار شـون نـشـستـند با هم ميخواند آب بخورند بـالا بـرند تاب بخورند خداكنه شكارچي هيچ كدومه نبينه انشاء ا... چشاش كور بشه هيچ كدومه نگيره 12 = 7 + 5 در اينجا به عنوان نمونه دو تا از نمايشهايي را كه در آنها مفاهيم رياضي گنجانده شده و مي تواند مورد استفاده معلمين و اولياي محترم قرار گيرد ، ذكر مي گردد . 1ـ نمايش تفريقهاي با انتقال : مانند : 235 157 - مردي وارد كلاس مي شود : سلام ، بچه ها اسم من يكي است ، من يك خونه در جدول ( مكاني ) دارم ، آن خونه ، خونه يكي هاست ، بچه ها من هميشه يك رقم هستم . اگر يه وقتي تعداد من زياد بشه كه به 10 برسم يا از 10 بيشتر بشم ، در اين موقع مرد دوم وارد مي شود . سلام بچه ها ، آنوقت ديگر من مي آيم ، اسم من ده تايي است ، من در همسايگي يكي هستم . اين همسايه من پسر من نيز هست ، بچه ها پسرم راست ميگه ، وقتيكه تعدادش آنقدر بشه كه به 10 يا بيشتر از 10 برسه اونوقت ديگه نمي تونه در خونه خودش جابگيرد . من ميام و كمكش مي كنم و آنچه را كه نمي تونه نگه داره با خودم به خونه خودم ميارم . خوب بچه ها من يك فرقي با پسرم دارم و اون اينكه پسرم يكي يكي زياد مي شه ولي من ده تا ده تا زياد مي شوم . از طرفي شبيه به اون هم هستم اگر تعداد من به ده يا بيشتر از ده برسد در اينصورت . مرد سوم وارد مي شود : سلام بچه ها، اونوقت من مي آيم ، بچه ها اسم من صدتايي است . من در همسايگي ده تايي و يكي هستم ، ده تايي پسرم است و يكي، نوه ام . در اين خانواده كه شما مي بينيد دو پدرند و دو پسر ، اما سه نفريم . خوب بچه ها پسرم راست ميگه ، وقتيكه تعدادش آنقدر بشه كه به ده برسد يا بيشتر از ده بشه ديگه در خونه خودش جا نمي گيره ، من مي آيم و كمكش مي كنم و آنچه نمي تونه نگه داره با خودم به خونه ام مي آرم . راستي بچه ها تا يادم نرفته يه داستاني برايتان تعريف كنم ، يكي از روزهاي گرم تابستان ما سه نفري تصميم گرفتيم به مسافرت برويم ، هوا خيلي گرم بود ، وقتي با هم مشورت كرديم قرار شد تا به كنار دريا برويم ، رفتيم بليط بگيريم ، آقاي بليط فروش گفت : قيمت بليط براي شما سه نفري 157 ريال مي شه اول قرار شد كه هر كدام از ما همان پولي را كه مربوط به خونه ما مي شه پرداخت كنيم ، لذا هر كدام از ما پولهاي جيبمان را بيرون آورديم : يكي مي گويد : من 5 ريالي داشتم . ده تايي مي گويد: من 30 ريالي داشتم . صدتايي مي گويد : من 200 ريالي داشتم . وقتي كنار هم گذاشتيم : 235 آنوقت پول بليط را زير آن نوشتيم : 157 - يكي : من نمي تونم 7 ريال رو بدم چون 5 ريال دارم . ده تايي : ولي پسر جان غصه نخور ، من كمكت مي كنم يك ده تايي به شما مي دهم ، بيا ده ريال و حالا من هم نمي تونم 50 ريال رو بدم چون بيست ريال دارم . صدتايي : غصه نخور پسرم ، من كمكت مي كنم يك صدتايي به شما مي دهم ، بيا اين 100 ريال خوب بچه ها ما با اين كمكهايي به هم كرديم تونستيم پول بليط رو بديم و يك ساعت بعد هم به مسافرت برويم . معلم : سعي مي كند با طرح سؤالهاي مناسب مثلا"اينكه سه نفري چقدر پول داشتند ؟
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:46 توسط زهره منوریان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تحقيقات اساس پيشرفت در هر كاري انجام تحقيقات گسترده است. در رياضيات هم تحقيقات حرف اول را در پيشرفت ميزند. اما تحقيق چيست؟ و چگونه ميتوان يك تحقيق موفق را به انجام رساند؟ آنچه كه در حال حاضر تحقيق ناميده ميشود عبارت است از كشف مطالب جديد با استفاده از روشهاي مدون و اطلاعات قبلي. در رياضيات هم تحقيق يعني كشف قضايا و نتايج جديد با استفاده از روشهاي منطقي و اطلاعات و قضاياي قبلي يعني اينكه با روشهاي منطقي و قضايا و فرمولها و نتايج موجود و حتي با تعاريف جديد به قضايا و فرمولهاي جديدي دست پيدا كنيم. البته ميدانيد كه هر تحقيقي براي موضوع خاصي انجام ميشود. در رياضيات هم تحقيقات اغلب منجر به كشف مطالب جديد در رابطه با موضوع تحقيق ميشود. اما چگونه ميتوان يك تحقيقي موفق در رياضيات انجام داد؟ به عبارت ديگر چگونه ميتوان مطالب جديد در رياضيات كشف كرد؟ آنچه از تجربيات دانشمندان رياضي و محققين اين رشته برميآيد در موارد ذيل طبقهبندي ميشود: 1) تعميم مطالب موجود: اين روش قدرتمندترين روش تحقيق در رياضي ميباشد. در اين روش با تعميم يك فرمول يا قضيه، فرمول يا قضية كليتري بدست ميآيد و اين روند ادامه مييابد تا به يك نتيجة قابل توجه برسد. بطور مثال اعداد طبيعي را در نظر بگيريد؛ اعداد متشكل از زماني كه عمل تفريق در اعدد طبيعي تعريف شد مشكلي كه بوجود آمد اين بود كه مثلاً جواب جزو اعداد طبيعي نبود به عبارت ديگر اعداد طبيعي، اعداد منفي را شامل نميشد. به همين جهت يك تعميم بر اعداد طبيعي زده شد و اعداد صحيح متشكل از بوجود آمد. پس از آن زماني كه عمل تقسيم در اعداد صحيح بكار گرفته شد مثلاً در اعداد صحيح جواب نداشت؛ كه با تعميم اعداد صحيح، اعداد گويا متولد شد و به همين ترتيب عمل جذر منجر به پيدايش اعداد اصم و سپس اعدا حقيقي گرديد و سرانجام جواب معادلة منجر به تعميم اعداد حقيقي به اعداد مختلط گرديد. ما نيز ميتوانيم از اين روش استفاده كنيم، بدين ترتيب كه اگر در فرمولي مثلاً عدد بود بجاي آن بطور كلي را در نظر بگيريم و فرمول مورد نظر را تعميم دهيم. (اين روش بعداً بيشتر توضيح داده خواهد شد.) 2) بررسي يك موضوع رياضي در شاخهاي غير از شاخة اصلي: در اين روش رياضيدانان مسئلهاي را براي حل به شاخههاي مختلف ميبرند و در آن شاخه بررسي ميكنند تا به جواب برسند. اين روش، روشي نوين در تحقيقات رياضي است. بطور مثال ميتوان يك مسئله يا قضيه در شاخة گراف را در شاخة جبرخطي مورد بررسي قرار دهيم؛ به اين ترتيب كه گراف را به صورت ماتريس درآورده و ماتريس معادل را در جبرخطي بررسي كنيم. بازدهي اين روش بسيار بالاست ولي به علت نو بودن، بطور وسيع استفاده نشده است. ما نيز ميتوانيم از اين روش در تحقيقات خود استفاده كنيم. 3) يافتن موضوعات جديد در رشتههاي ديگر علمي: بنا به شواهد تاريخي، بسياري از مباحث رياضي ناشي از نياز ديگر رشتهها به مطلب مورد نظر بوده است. به عنوان مثال شاخة ديفرانسيل و انتگرال ناشي از نياز فيزيك مكانيك (مبحث حركت) به اين شاخه بوده كه توسط نيوتن به صورت كاربردي پايهريزي شده است. 4) خلاقيتهاي فردي: اين روش تحقيق بطور قوي براي همگان ميسر نيست؛ چرا كه قدرت خلاقيت هر فردي با ديگري متفاوت است اما در سطوح مختلف براي همه ميسر است. در اين روش رياضيدانان با استفاده از قدرت تخيل خود مبادرت به كشف راه حلهاي جديد ميكنند كه ديگران به آن دست نيافتهاند يا آن را تا انتها نرفتهاند. لازم به ذكر است كه اين روش جالبترين روش در تحقيقات رياضي ميباشد چرا كه با ارائة راه حلهاي جديد بر يك مسئله ديدگاههاي جديدي بر همگان ميگشايد. بطور مثال قضاياي آناليز رياضي مانند قضية «هاينهبورل» يا «بولتسانووايرشتراس» با عث ايجاد روشهاي جديد در اثبات قضاياي آناليز رياضي گرديده است. لازم به ذكر است كه قدرت خلاقيت و تخيل هر كسي قابل تقويت تا بينهايت است و شيوة تقويت اين استعدادها نيز بسيار گسترده است. به عنوان مثال بكارگيري روش اول (تعميم مطالب موجود) باعث تقويت قدرت تخيل به ميزان زياد ميشود. خلاقيت هم در نتيجة تقويت قدرت تخيل حاصل مي شود حتي بعضي از روانشناسان معتقدند عبادت و راز و نياز باعث تقويت اين نيرو در انسان ميشود. 5) تشكيل گروههاي علمي: تجربه در دنيا نشان داده است كه تحقيقات موفق و گسترده ناشي از وجود يك گروه علمي شايسته و فعال در انجام تحقيقات بوده است. هرچند در رياضيات ميتوان بطور فردي تحقيقات گستردهاي انجام داد ولي تشكيل گروههاي علمي روند تحقيقات را تسريع ميبخشد. ميتوان يك گروه رياضي تشكيل داد و براي شروع كار اقدام به حل مسائل كتب درسي و غير درسي نمود و باعث تقويت نيروي لازم براي تحقيق در تمام اعضاي گروه شد. براي شروع كار نيازي نيست كه موضوع كار گروه يك تحقيق جامع باشد بلكه بهتر است ابتدا با موضوعات ساده مانند بررسي يك قضية ساده يا يك مسئله داخل كتاب شروع كرد و كم كم مسائل سختتر و قضاياي پيچيدهتر را بررسي كرد و سرانجام تحقيقات گسترده را پايهريزي نمود. اين روش در دانشگاهها به علت وجود حس دوستي بين دانشجويان به سادگي قابل اجرا است. 6) كنجكاوي در هر موضوعي: اگر حس كنجكاوي را تقويت كنيم و ساده از كنار هر موضوعي نگذريم ميتوانيم همانند نيوتن كه با افتادن سيب جاذبه را كشف كرد، قوانين و قضاياي جديد را كشف كنيم. اين روش بسيار مورد استفادة دانشمندان جهان بويژه دانشمندان اسلامي قرار گرفته است. بوعليسينا نمونة بارز اين موضوع است كه با كنجكاوي زياد خود موفق به كشف داروهاي بسياري در طب و پايهگذاري فلسفة بوعليسينا گرديد.
در پايان ذكر اين نكته ضروري به نظر ميرسد كه در هر كاري صبر، حوصله، پشتكار و تلاش براي رسيدن به موفقيت حرف اول را ميزند. در تحقيقات رياضي نيز اين موارد به اضافه تفكر به ميزان زياد براي رسيدن به هدف اساسي به نظر ميرسد. برنامهريزي دقيق در تحقيقات رياضي امري لازم است؛ چرا كه اگر يك برنامة دقيق در خصوص تقسيمبندي ساعات شبانهروز براي امر تحقيقات و استفاده بهينه از امكانات موجود باشد موفقيت حتمي است. زياد فكر كردن بدون برنامه نتيجهاي جز خستگي رواني نخواهد داشت ولي اگر طوري برنامهريزي كنيم كه ساعات مشخصي را به تحقيق اختصاص دهيم و ساعاتي را به امور روزمره ديگر، بازدهي كار بهتر است. آنچه از تجربه برميآيد اين است كه اگر نسبت به يك مسئلة رياضي قبل از ساعت خواب تفكري عميق داشته باشيم احتمال پيدا كردن جواب در خواب يا روز بعد زياد است ولي در عوض بهمريختگي الگوي خواب را در پي دارد. حال اگر در ساعات اول صبح تفكري عميق به مسئلة مورد نظر داشته باشيم نه تنها باعث كشف جواب ميشود (در خواب يا بيداري) بلكه ساعت زيستي بدن و الگوي خواب نيز حفظ ميشود. توصيه ميشود در صورت امكان حداقل يك ساعت قبل از خواب شبانه به مسئلة رياضي فكر نكنيد تا در استراحتتان خللي وارد نشود و صبح روز بعد شاداب و سرحال باشيد. سعي كنيد صبح زود يا در بين ساعات روز روي مسئلة مورد نظر بينديشيد. داشتن كاري غير مرتبط با رياضيات در طول روز بسيار مفيد خواهد بود؛ چرا كه به شما اين امكان را ميدهد كه از تمام قواي ذهني خود استفاده كنيد در عين اينكه سرحالي و نشاط را به دنبال دارد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:23 توسط زهره منوریان
|
|
|||||
|
|||||